|
به اعتقاد اين پژوهشگر خانقاه و مدرسه حدوداً در
يك تاريخ ساخته شده اند. خانقاه توسط (شهاب الدين
اسماعيل) پدر شخصي كه بناي ايوان را بر پا نمود
بنيان گرديده است. وفات وي در سال 738 ه.ق اتفاق
افتاده است، مدرسه نيز از بناهاي عا المنفعه اي
است كه توسط وزير (خواجه علاءالدين محمد فريومدي)
بنا شده است. بنا بر تواريخ، او در جريان قيام
سربداران در همان سال به قتل رسيد.
هر دو بنا به احتمال زياد به منظور ايجاد انبيه
جديد تر در دوران بعد تخريب شده اند.
بنابراين مي توان به اين باور رسيد كه مدرسه وجود
خارجي داشته است، حمد الله مستوفي درنزهه القلوب
در اين باره آورده است:
(… و از مزار اكابر تربت زنده پيل احمد جام آنجاست
و بر آنجا عمارتي و گنبدي عالي خواجه علاءالدين
ساخته…)
اين گونه توصيف مستوفي از گنبد و عمارت بدون ترديد
اشاره به بناي وسيع مدرسه است كه معماي و شكوه آن
در نظر وي داراي مرتبه عالي بوده است، اما امروزه
از آن مدرسه با شوكت و خانقاه اثري نيست زيرا در
تغيير و تحولات تدريجي مجموعه از ميان رفته اند.
به تفبيري ديگر شايد بتوان سراچه را انعكاسي از
ابعاد صحن مدرسه علاءالدين فريومدي فرض نمود. اما
برخي ديگر از محققان با جستجو در لا به لاي متون
تاريخي اين مدرسه را از بناهاي (امير تيمو
گوركاني) مي دانند كه در مجاورت مرقد شيخ احمد جام
بنا شده است.
تامل درباره محل تدفين شيخ الاسلام شهاب الدين
اسماعيل اين نتيجه را به دست مي دهد كه وي پس از
وفات در جايگاهي بين سر در (ايوان) و گنبد سفيد به
خاك سپرده شده است، بنابراين احتمال دارد فضاي
سراچه زماني وابسته به خانقاه يا فضاي باز در
مجاور آن بوده است. بنابراين مدفن (شهاب الدين
اسماعيل) بيش از بنيان گنبد سفيد و احتملاً پيش از
سردر در محل فعلي خود قرار داشته است. |
| |
|
 |
|
مدفن خلیفه میر یحیی قادری در میان
سراچه |
| |
|
|
موقعيت بناي خانقاه مي توانست خانقاه مي توانست
فضاي منطبق با سراچه و قبر باني آن را در بر گيرد
و دوره اي كه گنبد سفيد در حال ساخت بوده، با در
نظر گرفتن وضعيت محب تدفين ، اين بنا تخريب گرديده
است. بر طبق گزارشهاي موجود ضمن خاكبرداريهاي كق
سراچه در اتاقك گوشه شمال شرقي اين فضاي كوچك ، سه
خمره ، دو عدد پيه سوز بزرگ و كوچك و يك دانه
تسبيح پيدا شد. يكي از خمره ها كه با تزئينات مهري
آراسته شده بود متعلق به دوره ايلخاني است و در
گوشه اين اتاقك نيز آغاز پله اي كه بالا ميرفته
مشخص گرديد. در سمت جنوب غربي سراچه در امتداد
قبله در چوبي بزرگي قرار دارد كه از آن مي توان به
صحن وسيع مسجد جامع نو راه يافت. |
| |
|
 |
|
اقلام مکشوفه از کف سراچه |
| |
|
| |
|
 |
|
اقلام مکشوفه از کف سراچه |
| |
|
|
|
در ميان كف آجر فرش سراچه قبري برآمده قرار دارد و
بر بالا و پايين آن دولوح مرمرين نصب شده است .
اين مكان مدفن خليفه مير يحيي قادري از پيروان
قادريه است . بر يكي از الواح سنگي بر روي مزار
اين سطور به خط نستعليق بسته است:
( الحمد لله الذي هدينا الي طريق الرشاد هذا مرقد
مرحوم قطب الاقطاب و زيده الاحباب و هادي طريق
السلوك و آلاب و غوث الاتاد ابو البركات و صاحب
الفيوضات و افضل الوري محب الاتقياء معدن العلم و
الحلم و الحياء صاحب الجود و السخا سلطان الاولياء
اكرم الكرماء و مرجع الفقرا و انيس العلما و اعظم
الشرفاء و مسلك الطريق القدريه سراج المله الحنفيه
و نسبه الحسينيه حضرت خليفة سيد القتالله يحيي ابن
سيد يعقوب القتالله فات في سنه ست و ثلاثين و ثلث
مائه و الف من هجر النبويه الله طاب ثراء و اجعل
الجنه مثواه اللهم اغفر لمن قرعها و لمن قال لا
اله الا الله محمد رسول الله – انا لله و انا اليه
راجعون.)
|
|
كاوشهاي باستان شناسي سراچه
اين كاوشها در پائيز 1382 ش توسط باستان شناسان
ميراث فرهنگي خراسان به سرپرستي آقاي محمود طغرائي
در پشت ايوان غربي سراچه انجام شد.
هدف از اين كاوشها بازشناسي آثار معماري مدفون در
اين قسمت و فراهم ساختن امكان مرمت هاي اصولي
ايوان مذكور بوده است . ضلع غربي سراچه شامل
ايواني است با عرض 350 سانتي متر كه دو اتاق كوچك
در طرفين آن قرار دارد. بررسي ها نشان داد اين
فضاها بعدها به ايوان غربي الحاق شده است . بطور
كلي در اين كاوش 123 متر مربع حداكثر تا عمق 120
سانتي متر خاكبرداري شد و در مجموع چند ديوار و كف
آجري شناسائي گرديد. در مجموع بقاياي معماري بدست
آمده را از نظر زمان ساخت مي توان به سه دوره
تقسيم بندي نمود.
قديميترين بنائي كه در حدود سده هفتم يا هشتم هجري
در اين قسمت ساخته شده ساختماني است شامل اتاقي
مستطيل شكلكه از چهار طرف به قسمت هاي اطراف راه
داشته و قسمتي از گوشه سمت شرقي آن مشخص شده است .
اين اتاق شباهت زيادي به حجره هاي مدارس تاريخي
دارد . در اين زمان ايوان غربي سراچه به داخل بناي
مزبور راه داشته است . كف اين قسمت ها آجري و سنگ
فرش و هم سطح كف سراچه بوده است . قطعات سفالي
بدست آمده در اين عمق عمدتاَ شبيه سفالهاي دوره
ايلخاني در سده هاي 7 و 8 هجري و تنها سكه كشف شده
نيز شبيه سكه هاي آل كرت مي باشد.
نكته جالب توجه اينكه پس از مدتي استفاده از اين
بنا بدلايلي كه هنوز مشخص نشده متوقف گرديده و
فضاي داخل ايوان و احتمالاَ حياط تبديل به قبرستان
شده است . تاكنون 5 قبر بدون لوح در محل راهروي
زير ايوان مورد شناسائي قرار گرفته است . قسمت
بالايي اين قبور بوسيله سنگ به شكل مكعب مستطيل
ساخت شده اند و حداكثر ارتفاع آنها از كف راهرو
نيز 45 سانتي متر است .
نتايج بدست آمده نشان مي دهد كه بعدها قبرستان
مذكور نيز متروك شده و بر روي آن چند كف و ديوار
آجري مربوط به بنائي ديگر احداث شده است . به نظر
مي رسد بناي مذكور متعلق به دوره صفويه يا پس از
آن است . در آخرين مرحله پس از متروك شدن اين
ساختمان ايوان غربي مسدود شده است و پشت بندي از
خشت خام در پشت ديوارهاي ضلع غربي مجموعه ايجاد
شده است .
مطمئناَ اطلاعات كاملتر و بيشتر با گسترش كاوشهاي
باستان شناسي در اين محدوده به دست خواهد آمد. |
| |
|
 |
|
بقایا و اجزاء معماری مکشوفه در پشت
ایوان غربی |
| |
|
|
|